بعد رفتنت عزيزم بس که تنهايي کشيدم
قامتم خميده از بس عشقتو به دوش کشيدم
تو غم بي هم زبوني هي مي کشتم لحظه هامو
روي برگه هاي شعرم خالي کردم عقده هامو
خاطرت جمع هر جا باشي توي غربت يه کسي هست
خاطراتت زندگيش اون غريبه خاطرت هست
اون که تو 7 آسمونش يه ستاره هم نداره
اون منم که دلخوشيشه گل من کسي رو داره
مثل ديگرون نبودم سر راهتو نبستم
مي دونستم نمياي و چشم به جاده ها نشستم
خاطرت جمع تو دل من تو حسابت پاک پاکه
اين خطاي دل من بود اون که افتاده به خاکت
تو روزايي که نبودي نمي دوني چي کشيدم
صبح تا شب زخم زبون از هر غريبه اي شنيدم
گل من سرت سلامت تو که خوش باشي غمم نيست
اين هميشه آرزومه پس دليل ماتمم نيست
ديگه از گريه گذشته به جنون کشيده کارم
و ناباورانه 4 ماه گذشت...
4 ماه...
که باورش می شد...
4 ماه...
به ذهنم پتکی می کوبه...
بوووووووووووووووووووووووووم...
گیج و منگم...
که باورش می شود که من هنوز...
در خیالم تو را می جویم...
روزها...شبها...
دل تنگ توام...
آرزوی لحظه ای دیدنت را...
به زاری از خدا خواستم...
اما خدا فقط شبها...
خوابت را به من می بخشاید...
چه خوابهایی...
که تو را می خواهم و تو گریزانی...
خدایا 4 ماه گذشت...
گمان برده بودم که به نبودش عادت می کنم...
اما این چند روزه...
خدایا...
خدایا...
دلگیرم...
چرکینم...
سیاه و کبود...
نمی دانی که چقدر سخته...
که باید به خود بگویم دیگر نیستی...
دیگر نمی توانم تو را داشته باشم...
دیگر با تو نمی خندم..
با تو در کوچه ها نمی گذرم...
برای تو هر شب بیدار نمی مانم...
به عشق تو نمی بالم...
آه عشق من بمون.............
به که گویم که پرخاش نکند...
که هنوز ... .... .
از همه ساده گذشتم...
اما تو...
تو...
لحظه ای درنگ کن...
باری دگر بخوان...
چرا تو...؟
نمی دانم...
نمی دانم...
...
4 ماه گذشت...
4 ماه است که دیگر ندارمت...
باورش سخت اما باور کردنیست...
تنها از تو یک کوه آتش در درونم...
پیوسته می فروزد و مرا...
نگاه می دارد...
و مرا به این سوختن...
به این پرپر زدن...
آرزوست...
از همون روزی که رفتی دارم از دوریت میمیرم
غصه خوردن شده کارم توی تنهایی اسیرم
از همون روزی که رفتی غم و غصه شده کارم
توی لحظه های تقدیر واسه چشمات بی قرارم
بی قراری می کنم گریه و زاری می کنم
تو دیگه نیستی پیشم خدا رو آسی می کنم
بی قراری می کنم گریه و زاری می کنم
تو دیگه نیستی پیشم خدا رو آسی می کنم
آخه چشمات مال من نیست می دونی دست خودم نیست
دیگه نیستی تو کنارم بخدا تقصیر من نیست
می دونی حالم خرابه رفتنت یه جور عذابه
لحظه های بی تو بودن یه سوال بی جوابه
بی قراری می کنم گریه و زاری می کنم
تو دیگه نیستی پیشم خدا رو آسی می کنم
بی قراری می کنم گریه و زاری می کنم
تو دیگه نیستی پیشم خدا رو آسی می کنم
پروردگارم ،مهربان من
از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است
و هر زمزمه ای بانگ عزایی
و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...
در هراس دم می زنم
در بی قراری زندگی می کنم
و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است
من در این بهشت ،
همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم...
"تو قلب بیگانه را می شناسی ،
که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"
دلم گرفته است ، خدایا تو دل گشایی
من به سوی تو آمدم .. تو هم خدایی کن ..
حرومت باشه این دنیا
!!!که تو از درد من شادی
سردیه نگاتو بشکن
فاصله سزای ما نیست
توبمون واسه همیشه
این جدایی حق ما نیست
بودن تو آرزومه
حتی واسه ی یه لحظه
خوندن من یه بهانه است
یه سرود عاشقانه است
من برات ترانه میگم
تا بدونی که باهاتم
تو خودت دلیل بودن
بی تو شب سحر نمیشه
میمیرم بی تو
من عشقت رو به همه دنیا نمیدم
حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم
با تو میمونم واسه همیشه
اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم
واست میمیرم جواب دنیا رو میدم
با تو میمونم واسه همیشه
خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک میکنم
توی تنهایی هام فقط به تو فکر میکنم (من همیشه به تو فکر می کنم)
با تو میمونم واسه همیشه
سلام. نمی دونم الان کجایی و با کی داری می خندی و با کی داری خوش می گذرونی. اما من الان توی تهرانم توی این شهر که هیچ وقت ازش خوشم نمیومد. اینجا داره برف میباره این قسمت از تهران که من توشم داره برف میباره منم یاد اون روزی افتادم که برف میبارید. یادته؟ هیچ وقت یادم نمیره خودمو می کشتم بیای بریم تو پارک قدم بزنیم اما نمیومدی اما اون روز برفی رو یادم نمیره با دوستاتو چند تا پسر اومده بودی پارک. بی معرفت اون پسرا از من مهمتر بودن مگه نه؟ نمی خوام از این گله کنم چون گذشت و عذر خواهیشم کردی. مهم نیست اما می خوام بگم یاد اون روزا افتادم یاد زمانی که چقدر به خاطرت به خاطر دوست داشتنت حرص خوردم. شیما نمی بخشمت به خاطر اینکه تنهام گذاشتی به خاطر اینکه می تونستی موقعی تنهام بذاری که اینقدر داغون نشم اما اینکارو نکردیو بعد دو سال که دارم برات میمیرم تنهام گذاشتی. آره هنوزم دارم برات میمیرم بی انصاف بی رحم کمکم کن دستمو بگیر منو بکش بالا همونجایی که خودتم هستی بخدا بی تو نمی تونم از این بالا تر برم بابا بی رحم من تو این باتلاق گیر کردمو هر چیم تلاش می کنم در بیام بیشتر فرو میرم. دیگه نمی دونم چی کار کنم تو رو خدا بیا دستمو بگیر منو از این باتلاق بکش بیرون. دارم خفه میشم بی انصاف ولی نمیمیرم. چرا نمی خوای دست عشق قدیمتو بگیری؟ دارم میمیرم شیما خواش می کنم دستمو بگیر خواهش می کنم کمکم کن. دارم میمیرم به قرآن. چرا خوب نمیشم چرا فراموش نمی تونم بکنم چرا بی رحم چرا؟ نمی دونی چقدر داغونم تو این هوای برفی داره برف میباره منم دارم این آهنگ ابی رو گوش میدم. خیلی قشنگه برات می نویسم:
کمکم کن کمکم کن نذار اینجا بمونم تا بپوسم
کمکم کن کمکم کن نذار اینجا لب مرگو ببوسم
کمکم کن کمکن کن عشق نفرینی بی پروایی می خواد
ماهیه چشمه ی کهنه هوای تازه ی دریایی می خواد
دل من دریاییه چشمه زندونه برام
چکه چکه های آب مرثیه خونه برام
تو رگام به جای خون شعر سرخ رفتنه
تن به موندن نمی دم موندنم مرگ منه
عاشقم مثل مسافر عاشقم عاشق رسیدن به انتها
عاشق بوی غریبانه ی کوچ تو سپیده ی غریب جاده ها
من پر از ووسه های رفتنم رفتنو رسیدن و تازه شدن
توی یک سپیده ی طوسی سرد مسخ یک عشق پر آوازه شدن
کمکم کن کمکم کن نذار این گمشده از پا در بیاد
کمکم کن کمکم کن خرمن رخوت من شعله می خواد
کمکم کن کمکم کن منو تو باید به فردا برسیم
چشمه کوچیکه برامون ما باید بریم به دریا برسیم
دل ما دریاییه چشمه زندونمونه چکه چکه های آب مرثیه خونمونه
تو رگ بودن ما شعر سرخ رفتنه کمکم کن که دیگه وقت راهی شدنه
کمکم کن کمکم کن کمکم کن کمکم کن کمکم کن کمکم کن
برگرد شیما دارم غرق میشم. منتظرم به امید دیدار...
سلام
نمی پرسم خوبی؟ چون می دونم خوبی
دیشب حالم خیلی بد بود بی انصاف می دونی دیشب یاد چیا افتادم؟ یاد اون روز که بهم اس ام اس دادی گفتی پولدار شدیم دیوونه داشتم میمردم دیشب وقتی این یادم اومد وقتی خاطراتت یادم میاد دیوونه میشم دلم می خواد بمیرم اما بازم زنده ام بخدا خسته شدم خسته از این زندگی خدایا خسته ام. چقدر دلم می خواست با هم بریم سفر یادته؟ چقدر با هم برنامه ریزی کرده بودیم؟ گفتم میریم کیش یادته بی معرفت؟ حتی جلو مامانم هم بهت گفتم یمریم کیش به مامانم هم گفتم بعد عقد می خوایم بریم کیش یادته نامرد؟ آخه بی انصاف من با این همه رویا با این همه آرزو چه کار کنم؟ حالا چطور زندگیمو بگذرونم؟ بخدا ارزوهام دارن دیوونم می کنن. دیشب داشتم یه آهنگ گوش می کردمو اشک میریختم. دیگه خسته شدم بخدا خسته ام. چطور من این رویاهامو دور بریزم؟ چطور فراموش کنم آرزوهامو؟ بابا تو همه آرزومی من چطور بی خیالت بشم؟ آخه یکم انصاف داشته باشه به قرآن خدا رو خوش نمیاد اینکارو با من می کنی. بخدا یه روز گل سر سبدت بودم یادت رفته بی انصاف؟ به قرآن منو دوست داشتی تو برام میمردی یادت رفته؟ آخه کی باهات این کارو کرده؟ آخه بی انصاف دارم دیوونه میشم چرا درکم نمی کنی؟ یادته میومدی خونمون تو اتاقم با موبایلت بازی می کردیم؟ یادته چه کیفی می داد؟ یادته دلت نمی خواست از خونمون بری؟ یادته با هم ناهار می خوردیم؟ یادته؟ یادته چقدر دوست داشتی چاق شم چقدر بهم گیر می دادی بخورم؟ یادته چقدر منو می خواستی؟ آخه چرا یادت رفته ؟ چرااااااااااااااااااااااااااااااااا بی انصاف چرا یادت رفته؟
دیگه نمی دونم چی بگم بخدا فقط دارم به تو فکر می کنم شب و روز اما نمی دونم تو داری به چی فکر می کنی به عشق آیندت یا به این که با عشق جدیدت چطور شروع کنی نمی دونم داری به چی فکر می کنی اما من تمام فکرو ذکرم توئی و فقط به تو فکر می کنم. دلم می خواد فکر نکنم اما نمیشه دست خودم نیست بخدا.
عاشقتم. منتظرم شیما تورو قرآن برگرد. به امید دیدار...
یادمه اون روزا بهم می گفتی تا کی عاشقم می مونی
منم می گفتم همیشه عاشقم خودت اینو می دونی
اون روزا زود گذشت حالا بین ما فاصله زیاده
می خوام که بدونم کیه که قلبشو به قلب تو داده
حالا من به عشقت میرم تو اون خیابونا می شینم
می خوام که بدونی بعد این همه سال عاشقترینم

من این پایین نشستم سردو بی روح
تو داری می رسی به قله ی کوه
داری هر لحظه از من دور میشی
ازم دل می کنی مجبور میشی
تا مه راهو نپوشونده نگام کن
اگه رو قله سردت شد صدام کن
یه رنگ مرده از رنگین کمونم
من این پایین نمی تونم بمونم
برو بالاتر از اینی که هستی
تو بغض هر دوتامونو شکستی
منم اون که تورو داده به مهتاب
کسی که روتو می پوشونه تو خواب
کسی که واسه دنیای تو کم نیست
می خوام یادم بره دست خودم نیست
تا مه راهو نپوشونده نگام کن
اگه رو قله سردت شد صدام کن
تا مه راهو نپوشونده نگام کن
اگه رو قله سردت شد صدام کن
از نبودنت می ترسم وقتی تو نگام نشستی
آخه تو شدی تمام رگ و پوست و هر چی هستی
آخه حس رفتن تو به من حس مرگو میده
تو برو غمت نباشه مرگ یه برگو کی دیده
به جون هر چی ستارست می خوامت هر لحظه هر بار
اما تو هستی و نیستی اینه راه و رسم اجبار
بی تو زندگیم چه سرده قصه هام قصه ی درده
تک درخت سبز عشقم بی تو بی روحه و زرده
نیستی ببینی غروب سردمو
شکسته غصه خلوت دردمو
نیستی ببینی بی تبو تابمو آه
نیستی ببینی سنگ صبورمو
رفتی و تنها چه سوت و کورمو
نیستی ببینی از خودمم دورم
شیطنتهای نگاهت وقتی میشه آینه ی دق
بگو کی رسید به دادت دل بی قرار عاشق
هر کی و هر کسی هستی رفتی تو عمق وجودم
دارم از عشقت می سوزم کاشکی عاشقت نبودم
هنوز عادت نکردم به رفتن تو
به گفتن واژه ی خداحافظ
به تنهایی ،به تاریکی
هنوز عادت نکردم به نگاههای مبهم
به سوالای بی جواب
به گریه های شبانه
به خنده های اجباری
هنوز عادت نکردم به روزای تکراری
به زندگی بی رنگ
به یه غروب کم رنگ
هنوز عادت نکردم
به بغض کهنه گلوم
به آواز غمگین پرنده
به آسمون بی ستاره
به ابرای تیره وتار
هنوز باورنکردم رفتی ودیگه نمیای
هنوز چشمام به دردوخته شده
هنوز دلم منتظره
یادته چقدر می گفتی شاید از من دل بکنی؟
یادته چقدر بهت می گفتم تا ابد دیگه مال منی؟
حالا داری میری می بینی که دارم من جون می کنم
تو رو خدا بگو دروغه منو اینجوری پس نزنم عشقم
تورو خدا نذار بگن به من تو دنبال اونی
توروخدا نذار بگن کنار من نمی مونی
نمی دونی اگه بری دلم 2 روزه میمیره
تورو خدا نرو بذار بازم بهونه نگیره
یادته برات نوشتم دلم از غصه پره؟
یادته می گفتی قلبت واسه من غم می خوره
ولی حالا دیگه نگاهت مثه اون روز نمیشه
میگی حالا دیگه نمیشه بمونیم تا همیشه
تورو خدا نذار بگن به من تو دنبال اونی
توروخدا نذار بگن کنار من نمی مونی
نمی دونی اگه بری دلم 2 روزه میمیره
تورو خدا نرو بذار بازم بهونه نگیره
یادته؟ یادته یا نه بی معرفت یادته؟
نمی دونم کجای دنیایی و الان پیش کی نشستی و داری می خندی اما به این که الان شادی شک ندارم. چون تو منو فراموش کردیو داری با تمام وجودت زندگی می کنی اما من فقط محکومم به زندگی کردن چون هیچ علاقه ای به این زندگی ندارم که هر لحظش داره وجودمو آب می کنه آما همچنان زندگی می کنم.
دیگه از همه دورو بریامم خسته ام از همه بدم میاد از خودم بدم میاد از این زندگی بدم میاد از همه چی بدم میاد. منن فقط تو رو می خوام. بقرآن قلبم الان داره درد میگیره یعنی دوباره داره دردش شروع میشه هر وقت قلبم درد میگیره می فهمم که حالم خیلی بدتر از قبله. زندگی کن گلم. من دارم می سوزم. فقط اومدم بگم امروز بیش از حد دلم گرفته خیلی دلم گرفته خیلی بیشتر از روزای قبل هواتو دارم. کاش اینجا کنارم بودی تا سرمو بذارم رو شونت و آروم شم الهی زودتر بمیرم راحت شم. خداااااااااااااااااااااااااااا منو بکش. قلبم خیلی درد می کنه خدایا این چه زندگیه واسم درست کردی؟ آخه دلم به چی خوش باشه؟ کجای این زندگی شیرینه بدون اون؟ خدایا عاشقشم منتظرشم به امید دیدار اون زنده ام اونو بهم برگردون التماست می کنم خدا جون اونو بهم برگردون

میگی دیگه تمومه انگار دارم میمیرم
هر کی رو که می بینم سراغتو میگیرم
بی خودی خواهش می کنم به موندنت کنار من
می دونم داری میری دیگه تمومه کار من
بخدا دوست دارم بخدا عاشقتم
هیشکی مثه من تو رو دوست نداره گل من
دلم بی دوا شده به تو مبتلا شده
آخه کی تو رو اینجور که هستی می خواد غیر من
ای گل من ای گل من ای گل من
سر دو راهی موندم بگو برم یا باشم
چیکار باید می کردم تا تو دل تو جا شم
من که با هر چی که می شد خواستم عاشقت کنم
خواستم بگم دوستت دارم باورت اما نمی شد
بخدا دوست دارم بخدا عاشقتم
هیشکی مثه من تورو دوست نداره گل من
دلم بی دوا شده به تو مبتلا شده
آخه کی تو رو اینجوری که هستی می خواد غیر من؟
ای گل من ای گل من ای گل من
سلام نا مهربون من خوبی؟
بازم حرفای تکراری دارم اما خوب دس خودم که نیست چکار کنم هر چی میگم بازم تو دلم جمع میشه بذارش پای دیوونگیم نمی دونم چرا خوب نمیشم نمی دونم. بخدا دارم دیوونه میشم دیشب حالم خیلی بد بود خیلی د تر از اونی که فکرشو کنی. شیما تو خیلی بی رحمی بخدا. شیما تو اون شیمایی که من می شناختم نیستی تو چت شده؟ تورو چکارت کردن؟ باهات چی کار کردن؟ آخه بی انصاف یکمی هم منو ببین یکمی هم روتو به من کن یه ذره چشاتو وا کن ببین من چی دارم می کشم چرا نمی خوای بفهمی من چه حالی دارم؟ تورو خدا بفهم درکم کن دارم میمیرم روزی ۱۰۰۰ بار مرگو جلو چشام می بینم اما نمی میرم این چه زندگیه که من دارم حالم ازش بهم می خوره اگه نیامو اینجا دردامو نگم بخدا خودمو می کشم پس ازم ناراحت نشو مجبورم حرف زنم اینجا. شیما خیلی بی انصافی خیلی چرا کمکم نمی کنی؟ شیما خسته شدم بخدا خسته می فهمی یعنی چی؟ اصلا بیا با دسای خودت منو بکش. شیما بیا دستامو بگیر بذار دستام تو دستات باشه موقع مرگم. کاش اینج بودی کاش کاش کاش حام از این ای کاشها بهم می خوره چرا من اینجوری ام هر چیزو می بینم یاد تو می اتم زن و شوهرا رو می بینم یاد تو می افتم ماشین عروس می بینم می خوام بمیرم اون لحظه آخه حس ازدواج تو با یکی دیگه اون لحظه تمام وجودمو میگیره شیما چطور تحمل کنم؟ تو همون کارا که با من کردی همون حرفا که به من زدی همه اون خاطراتتو می خوای با یکی دیگه تجربه کنی؟ آخه تو چطور می تونی شیما چطور؟ دارم دق می کنم دارم دیوونه میشم نمی خوام زنده باشم. حرفایی که بهت راجع به پسرل زدم باور نکردی حارم به هر چیزی قسم بخورم که ۱ مرد از ۱۰۰۰ تا هست که اونجور که من میگم نباشه.
دلم می خواد یه مرد بیاد و اینجا بگه حرفایی که میگم دروغه لم می خواد یه مرد بیاد و بگه تو این دانشگاههای خراب شده به فکر دختر نیست اصلا دلم می خواد یه مرد باشه و بگه وقتی با یه دختر حرف می زنه دختری که قشنگ باشه هیچ منظوری نداره به خدا فقط یک هزارم مردا اینجور که میگم نیستن. خودت شاهدی هیچ وقت با دخترا حرف نمی زدم اگه حرف می زدم منوری داشتم اما خدا شاهده با هبچ دختری حرف نمی زدم حتی وقتی که مجبور بودم هم حرف نمی زدم خدا شاهده حرف نمی زدم. آخه این همه دوست و رفیق و فامل و آشنای پسر دور و برم هستن یه نفرشون هم نیستن که به طرفشون وفادار بان یه نفر نیست که یه دختر تو خیابون می بینه نگه عجب تیکه ایه بخدا نیست اینی که میگم بخدا همه مردا همینجورن جز یک هزارمشون. میدونم خیلی از پسرا با این حرفم شاکی میشن اما دلم می خواد یکم منطقی فکر کنن ببینن راست یادروغ. آخه شما دخترا چرا نمی خواین بفهمید دارین اشتباه میرید راهتونو. دیدم آدمایی رو که به بچه ۵ تا ۶ ساله هم رحم نمی کنن رو اون بچه هم منظور دارن. دیدم آدمهایی که به خواهر زادشون رحم نمی کنن با هاشون... دارن. بخدا دارم جدی میگم. خدا شاهده دیدم این آدما رو خدا شاهده دیدم آدمی رو که به خواهر زاده به برادر زاده به نزدیکترین فامیلاشم رحم نمی کنه به قرآن دیدم این آدما رو. حالا تو بگو دروغ میگم تو بگو همشو میگم تا بگم حق با منه اما به جون خودت که عزیزترینی واسه من به جون پدرو مادرم که بعد تو عزیزترینامن بخدا که خیلی بهش اعتقاد دارم به هرچی که اعتاد دارم قسم دیدم این چیزایی رو که میگم. با چشام دیدم پسرایی رو که به عشقشون خیانت می کنن دیدم پسرایی رو که هر روز دنبال هوسن به قرآن دیدم آدمی رو که واسه عشقش میمیره اما دنبال یه دختریه واس...
بی خیال هر چیم بگم یگی دروغ میگم دلم می خواد یه مرد بیاد و بگه هیچ وقت فکر هوسم نبودم تو باور نکن.
تو هیچ وقت به من اعتماد نداشتی برم با اونی که مادرت میگه ازدواج کن ببینم خوبختی تو پوله یا عشق می خوام ببینم خوشبختی تو پولیه که باباش بهش میده یا پولی که با دتای خودت در بیاری. تو شاید هیچ وقت بر نگردی اما من همیشه به امتظارت نشستمو آرزوی برگشتنتو دارم هر روز بهت میگم برگرد هر روز دارم به خاطر برگشتنت آب میشم هر روز داره ذره ذره از عمرم کم میشه هر روز دارم دق می کنم. اما تو خوش باش. تو زندگی کن سختیاتو من می کشم تو لذت ببر از زندگیت من آرزوی مرگ می کنم عیبی نداره یه خدایی هم اون بالا هست
عاشقانه می پرستمت منتظرم برای روزی که دوباره بغلت کنم به امید دیدار...
يه دنيا غم تو قلبمه دستامو ساده رد نکن
سادگيمو به روم نيار بسته ديگه تو بد نکن
مي خوام که آروم بشه دل از نمه بارون چشام
چند روزه از غصه ي تو بدجوري خيسه گونه هام
به احترام عشق من فقط به گريه هام نخند
هر دري رو که مي زنم اونو به روي من نبند
ميرسه اون روزي رو که من تورو گرفتار ببينم
يکي بهت بخنده و چشماتو نم دار ببينم
برو بدون که مثل من هيچکسي ديوونت نبود
هيچکسي با چشاي خيس شبا در خونت نبود
ترسم از اينه عاقبت ببينه چشماي ترم
دارم سرت در ميارن هر چي آوردي به سرم
يه دنيا غم تو قلبمه دستامو ساده رد نکن
سادگيمو به روم نيار بسته ديگه تو بد نکن
مي خوام که آروم بشه دل از نمه بارون چشام
چند روزه از غصه ي تو بدجوري خيسه گونه هام
سلام نا مهربون ترین من خوبی؟ می دونم خوبی اما من اصلا حالم خوب نیست دارم نابود میشم ولی تو داری می خندی. بی انصاف این رسم اون همه عشقی که به من داشتی نیست بخدا این رسمش نیست عزیزم من دارم تو انتظارت میمیرم کاش بمیرم نه دارم دیوونه می کشم دارم عذاب می کشم چرا ÷س نمیایی بی وفا. شیما می دونی من کیم؟ آره نامرد می دونی؟ اصلا یادته من کی بودم؟؟ بی معرفت من همونیم که ملت جلو چشام مشروب می خوردن من نمی خوردم آره همونم اما دیشب برای اولین بار مشروب خوردم آره دیشب برای اولین بار خوردم من دیشب مکنیش خوردم دیوونه می فهمی؟ من همونم که از اینا بدم میومد شیما برگرد تو رو خدا برگرد منو نابود تر از اینم نکن کمکم کن دستمو بگیر قول میدم وقتی برگردی دیگه نخورم. شیما بیا پیشم دارم از غمت آب میشم چرا نمی فهمی بخدا دارم دیوونه میشم حدود 4 ماهه که رفتی اما هر روز دارم بدتر میشم تو اصلا میایی اینجا یا نه شیما چرا نمیایی پیشم؟ بابا هر روز انتظارتو دارم هر روز فکر می کنم امروز میایی اما نمیایی خسته شدم از این زندگی چرا اینقدر دوستت دارم آخه چرا؟ نمی خوام این زندگی بی تو رو نمی خوام به جون خودت نمی خوام. شیما کمکم کن دستمو بگیر شیما دستمو بگیر می خوام وقتی میمیرم دستات تو دستم باشه بی انصاف برگرد جون مادرت تو رو قرآن برگرد نمی دونی چه دردی داره انتظار اگه می دونستی بر می گشتی اما حیف که نمی دونی به خدا نمی دونی. دلم می خواد بمیرم خودمو بکشم خدایا منو راحتم کن
عاشقتم بی انصاف منتظرم زود بیا به امید دیدار
سخته عاشق باشی ولی هیچکی ندونه
شکاتو زودی پاک کنی کسی نفهمه
سخته دوسش داشته باشی ولی ندونه
سخته نگاهش بکنی اما نخونه
قشنگیه عشق که میگن شاید همینجاست
تو اونو دوست داشته باشی شاید خدا خواست
سخته با بارون چشاش بری تو رویا
قدم قدم گریه کنی کنار عکساش
سخته همش تو فکر باشی شاید نخوادت
خاطره هات ورق ورق بیاد به یادت
خاطره هات یکی یکی بیاد به یادت
وای که چه سخته وای که چه سخته
شیما برگرد تو رو قرآن تو رو به هرچی که اعتقاد داری قسم برگرد دارم دیوونه میشم. برگرد
منو تو یه عمری با هم بودیم
که جدا میدیده از هم مارو
کی میونمون فاصله انداخت؟
کیه که حل کنه این معما رو
از اون لحظه که دل به تو بستم
از این که نباشی می ترسیدم
به خودم می گفتم کاشکی میمردم
اما این روزا رو نمی دیدیم
چشامو بستم تا نبینم قلبت سهم کی داره میشه
چشاتو وا کن تا ببینی قلبم بی تو آواره میشه
بیا تماشا کن بی تو چیزی از دلم نمی مونه
واسه تو که قلبت از سنگه دل کندن ازم چه آسونه
بی تو بی هم قطار میمیرم
من از این انتظار میمیرم
منو از روز رفتنت کشتی
برنگردی دو بار میمیرم
همه ی سال بی تو یک روزه
من به روزای هفته بد بینم
حالم از بعد رفتنت خوش نیست
همه روزا رو جمعه می بینم
مثه پروانه ای که تو پیلست
دلم از اینهمه قفس خونه
جز تو که روزگارمو دیدی
دیگه کی حال منو می دونه
من دارم از تب تو می سوزم
دل دریا رو آب کن برگرد
زندگیم انتظارته هر روز
زندگیمو رها کن از این درد
بی تو بی هم قطار میمیرم
من از این انتظار میمیرم
منو از روز رفتنت کشتی
برنگردی دو بار میمیرم
همه ی سال بی تو یک روزه
من به روزای هفته بد بینم
حالم از بعد رفتنت خوش نیست
همه روزا رو جمعه می بینم
من غافل از اینکه از چشماش افتاده بودم
سلام گل بی وفای من. دلم برات یه ذره شده خسته شدم خسته شدم بس که گفتمو نشنیدی شیما تو کجایی یعنی این آدرسو بلد نیستی یعنی واقعا دوستت بهت نداد نامه رو یعنی خواب من واقعی بود؟ اگه نداد که خیلی نامرده. شیما دارم میمیرم چرا نمی فهمی خسته شدم بخدا. خدایا چرا؟ چرا آرومم نمی کنی چرا پس عشقم نمیاد پیشم؟ خدایا دارم دیوونه میشم خدایا اگه کاری کردم قلط کردم فقط کمکم کن خدایا دوستت دارم. خدایا کمکم کن.
شیما حدود 4 ماهه که رفتی اما بهتر نشدم که هیچ بدترم شدم چرا نمی خوای درکم کنی چرا نمی خوای بفهمی؟ چرا هیچی برات مهم نیست آخه؟ بخدا خسته ام خسته تر از هر چیزی که فکرشو کنی شیما دستام دستاتو می خواد دلم دلتو می خواد چرا نمیگیری چه حالی دارم؟ چرا منو نمی بینی؟ چرا سرتو کردی زیر برف و جز خودت هیچکسو نمی بینی چرا جز مادرت به هیچکی فکر نمی کنی؟ می فهمم مادر عزیز بخدا می فهمم اام بخدا دروغ خیلی بده بخدا دل عاشقو شکستن بده شیما مادرت راضی بود شیما چرا یهو عوض شدین همتون شیما عید قرار بود بیام خواستگاری یادته؟ دارم دیوونه میشم بس که فکر کردم. شیما چرا از ذهنم نمیری؟ اگه نمی خوای بری پس برگرد خستم کرد این فکرای مذخرف. شیما دوستت دارم می خوامت تا ابد بخدا هر کاری بخوای می کنم فقط برگرد و کمکم کن برگردو دستامو بگیر.
شیما منتظرتم به امید دیدار...
نعره های بی امونم گوش آسمونو کر کرد
مگه فریادمو نشنید که داره دیر میشه برگرد
آی به گوشش برسونید کسی جز من نمی تونه
کوله بار غصه هاشو روی دوشش بکشونه
اینهمه پیغوم و پسغوم می فرستم که بدونه
داره دلواپسی دنیامو به آتیش می کشونه
اینهمه راهو نمیشه با غریبه ها سفر کرد
آی به گوشش برسونید که داره دیر میشه برگرد
آی به گوشش برسونید کسی جز من نمی تونه
کوله بار غصه هاشو روی دوشش بکشونه
من که جاشو پر نکردم شاید اصلا نمی دونه
آی به گوشش برسونید یکی اینجا نگرونه
نمی تونم بی تفاوت رو گذشته پا بذارم
اون که پاره ی تنم بود چه جوری تنها بذارم
اینهمه پیغوم و پسغوم می فرستم که بدونه
داره دلواپسی دنیامو به آتیش می کشونه
داره دیر میشه برگرد
داره دیر میشه برگرد....
مطمئن باش و برو ضربه ات کاري بود دل من سخت شکست
و چه زشت به من و سادگيم خنديدي
به من و عشقي پاک که پر از ياد تو بود
و خيالم ميگفت تا ابد مال تو بود
تو برو
برو تا راحت تر تکه هاي دلم را آرام سر هم بند زنم
اونی که می گفت بمون کنارم واسه همیشه پس کوش کجاست؟
بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود

اگر زیستن را دوست داشتم ، هرگز به هنگام به دنیا آمدن نمی گریستم !
سلام عزیز دلم. خوبی ماه من؟ نمی دونی چقدر دلم برات تنگ شده نمی دونی چه حالی دارم نمی دونی دارم چی می کشم چون اگه می دونستی الان اینجا بودی. می دونم فکر می کنی فراموشت کردم اام من مثه تو نیستم. نمی دونم با جادو جدامون کردن یا نه خودت واقعا عوض شدی. شیما دارم دیوونه میشم این روزا اشک بابام هم در اومد. بابام گریه کرد به خاطر اینهمه بدبختی می فهمی؟ بابای من که گریه نمی کرد هیچ وقت. دلم واسه همه می سوزه واسه خودم هم می سوزه اصلا دیگه نایی واسه زندگی ندارم. دلم می خواد برم یه جایی که هیشکی نباشه هیشکی فقط من باشمو خدا. شیما دارم میمیرم تو چرا منو مثه خدا تنها گذاشتی تو که ادعای عشق داشتی تو که مدعی بودی از من بیشتر عاشقی تو چت شد شیما؟ نگو کار خدا بود چون خدا جدایی رو دوست نداره خدا همیشه دوست داره بنده هاش خوب باشن فقط دوسم نداشتی همین وگرنه الان اینجا بودی. شیما دلم برات یه ذره شده واسه گرمی دستات واسه اون چشایی که میمیرم براشون دلم واسه اون صدای نازت تنگ شده شیما خیلی سعی کردم فراموشت کنم خیلی گفتم به خودم که تو نامردی تو بدی اما فایده نداشت هنوزم که هنوزه دارم می سوزم بهتر نشدم هیچ بدتر هم شدم. به همون خدا قسم هر روز دارم بدتر میشم. شیما کمکم کن. خواهش می کنم بیا دستامو بگیر بخدا دلم پره دلم می خواد دردامو بهت بگم چرا کسی آشتیمون نمیده چرا بر نمی گردی؟ چرا دوباره نمیایی بهم بگی دوسم داری چرا نمیایی زندگیمو مثه قبل به پات بریزم؟ شیما من که میمردم برات من که با همه سختی ها کنار اومد همون طور که قول دادم جلو همه واستادم چرا تو نخواستی؟ چرا شیما چرا؟دارم میمیرم بخدا خسته شدم از غم و غصه خسته شدم از گریه بیا آرومم کن عزیز من دارم می پوسم تو این غصه ها.
منتظرتم عاشقتم به امید دیدار...

دو شبه مامانم پیشم می خوابه امشب دیگه نمی خوابه دو شب قبل که پیشم بود نتونستم گریه کنم اما دیشب هم پیشم بود ولی با اون حال گریه کردم نتونستم جلو خودمو بگیرم. نمی دونم فهمیده یا نه. خدا کنه نفهمیده باشه. فقط می خوام بگم ببین چقدر پرم که حتی جلو دیگران هم نمی تونم جلو اشکامو بگیرم.
حالم از این زندگی بهم می خوره. دیشب بازم خوابتو دیدم، بازم دیدم که به زودی بر می گردی. خواب دیدم تو خواب گفتی اون نامه که به دوستت دادم تا بت برسونه بت نرسیده نمی دونم واقعا همینطوره یا نه. دیشب هم خوابم یه جورایی شبیه به اون خوابه قبلیست که برات تعریف کردم نمی دونم چرا!!! دیشب هم قرار شد چند روز برگردی. دیگه چیزی نمی دونم فقط می دونم دارم میمیرم. دیشب خیلی گریه کردم شاید بیشتر زا همیشه آخه خیلی هواتو داشتم.
دیگه چیزی نمی گم فقط می گم برگرد دارم میمیرم دارم به پات می سوزم
منتظرم. عاشقتم..به امید دیدار
رو دلای آدما هرگز حسابی وا نکن
در نشد از پنجره زوری خودتو جا نکن
آدمکهای شهر ما بازیگرای قابلن
وقتش بشه یواشکی رو قلب هم پا می ذارن
قصه ی روزگار اینه به هیچ کسی وفا نکن
روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن
حسرت به دل
دیدن خنده هات می مونم
واسه عشق غریبست
که می خوای بری می دونم
اما با تمام حرفا بازم برات می خونم
آره دوست دارم تو راز هر نگاهی
تو که صاحب اون چشم سیاهی
تو که منو نمی خواستی
تو که دوستم نداشتی ظالم
پس چرا رفتیو پا روی قلبم گذاشتی ظالم
ظالم بگو کی مثه من عاشق دل سنگ تو میشه
بگو کی غیر من می مونه با تو تا همیشه
آخه ظالم ای بی وفا بگو کی هستی؟
بگو چه حقی داشتی که اینجوری دلمو شکستی
چه حقی داشتی که اینجوری دلمو شکستی
ندیدی قلبمو وقتی لرزید از عشق تو
ندیدی اشکمو وقتی قلتید از عشق تو
اما با تموم حرفا بازم برات می خونم

چشات گفتن که بشکن من شکستم شک نکردم
1000 بار مردمو میمیرمو باز ترک نکردم شک نکردم
خیال کردم بری میری از یادم
تو رفتی و نرفت چیزی از یادم
تو رفتی تازه عاشقتر شدم
از اونی هم که بود بدتر شدم من
صبح تا شب این شده کارم که واسه چشات بیدارم
تو خدای عاشقایی تو تموم کس و کارم
تو به داد من رسیدی وقتی تنهاییمو دیدی
تو نذاشتی برم از دست اگه چیزیم هنوز هست
نازنینم امید شیرینم من به جز تو کسی نمی بینم
از اون روزی که رفتی یه روز خوش ندیدم
به جز دستای گرمت من آب خوش ندیدم
زندگیمو به پای تو دادم اون روزا رو نمیره از یادم
نازنینم برس به فریادم

نخواستی باورم کنی پس زدی عشق سادمو
امون ندادی بت بگم شکستی اعتمادمو
شیما جان سلام.
کجایی که حلمو ببینی بخدا دارم دیوونه میشم دارم دق می کنم دیگه حوصله هیچ کسو هیچیو ندارم دارم یه آهنگ گوش می کنم که خیلی منو برده تو غم کاش کنارو بودی شیما دردام داره منو دیوونه می کنه دارم دق می کنم. دیگه نمی دونم چیگار کنم دارم می ترکم بغض گلومو گرفته.
شیما من چرا اینقدر بدبختم؟ چرا ؟ اینقدر بدبختم که وقتی مهدی با خواهرم اینکارارو کرد بازم دلم براش می سوزه. شیما به کمک احتیاج دارم به همدم احتیاج دارم کجایی؟ امروز بیشتر از همیشه احساس تنهایی می کنم بیشتر از همیشه. کسیو ندارم باهاش دردو دل کنم تو دلم پر درده به کی بگم؟ چرا پس کنارم نیستی بهت بگم اینارو اشکم در اومد ولی خدارو شکر کسی نیست پسر عموم هم خوابه. شیمای من برگرد خیلی بهت احتیاج دارم خیلی دارم می ترکم کمکم کن بذار آروم بگیرم بیا با دستای نازت اشکامو پاک کن بیا دلداریم بده دلم واسه دلداریات تنگه دلم واسه صدات تنگه شیما آخ که چقدر هوای تو رو دارم امروز رنگ تو رو گرفتم اما هیشگی جز خدا نمی دونه. شیما خیلی بهت احتیاج دارم فقط همینو بدون که دارم دق می کنم از درد همینو بدون که خیلی بهت احتیاج دارم کمکم کن. دوستت دارم.
این شعریه که گوش می دم
اگه همصدام بودی هیشکی حریفم نمی شد
کوه اگه رو شونه هام بود کمرم خم نمی شد
تو اگه خواسته بودی آخ تو اگه خواسته بودی
تو اگه مونده بودی موندنی ترین بودم عمر صدام کم نمیشد
اگه زخمی می شدم به دست تو مرحم بود
زخم قیمتی من محتاج مرحم نمی شد
اگه بارون عزیز با تو بودن می گرفت
گل سرخ قصه مون تشنه ی شبنم نمی شد

سلام قشنگ نا مهربونم.
نمی دونم کجایی اما هر جا هستی داری بهم می خندی می دونم. تقصیر تو هم نیست. دارم دیوونه میشم اما تو داری تو دلت می خندی بهم داری کیف می کنی لذت می بری از آزار من.کجایی حالمو ببینی کجایی ببینی خواهرم هم داره جدا میشه از نامزدش. راستش من که از خدا فقط حکمت دیدم چرا دروغ؟ رحمت دیدم تو رحمت خدا بودی اما وقتی دوباره پست گرفت بازم شدی حکمت پس من هیچ رحمتی از خدا ندیدم. من فقط حکمت دیدم تف به این زندگی تف به این روزگار حالم از این زندگی بهم می خوره راستی گفتم که می خوام دینمو عوض کنم؟ نه به خاطر اینکه این اتفاق افتاد نه راستش تو همه دینا خدا هست همه جا از این مشکلا هست ولی من می خوام دینمو عوض کنم چون خودم حق تصمیم واسه خودم دارم چون هر آدمی حق انتخاب داره من مسلمون نیستم فقط مسلمون زادم من تو و اکثر ایرانیا دین ندارن. ما باید واسه خودمون یه دین انتخاب کنیم. من الان دارم روش تحقیق می کنم که کدوم دین بهتره. جالبه مگه نه؟ خنده داره می دونم اما دارم جدی میگم. شاید هم پامو از ایران گرذاشتم بیرون دینمو عوض کنم نمی دونم. در هر صورت همه این اتفاقا به خاطر تو داره واسم میافته شیما جون سیاوش جون مادرت برگرد دارم دیوونه میشم بخدا. کجایی پس. دلم برا مامان بابام می سوزه همش عذاب ذجر چقدر مگه طاقت دارن. اشکال نداره خوبه حد اقل اسم موش آزمایشگاهی خدا رومون هست عزیزم خانواده ما موش آزمایشگاهی خداست. من از خدا عدالت ندیدم رحمت ندیدم جز سختی چیزی ازش ندیدم اصلا بهشت و جهنم هم فکر کنم دروغه نمی دونم آخه همه حرفایی کعه تو قرآن زده داره برعکسش اتفاق میافته خدا این همه حرف زد تو قرآن چرا پس عملیشون نمی کنه شاید بهشت و جهنم هم عملی نکنه. می دونی اگه بهشت و جهنمیم باشه من تو جهنمم خنده داره که می دونم ولی باز میگم اما من دیگه با منطقم حرف می زنم نه حرفایی که دیگران تو مخم می ریزن. کجایی ببینی سیاوش داره دیوونه میشه هر روز اشک گریه سر به دیوار کوبیدن. خسته شدم بخدا.
شیما برگرد خواهش می کنم. عاشقتم منتظرم. به امید دیدار
فقط برگرد